يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى
154
تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )
كرده صورت اصلاح در ميان آورده - كفار مذكور ملاقات كردند - ملك مذكور برابر كرده در قنوج برد - و به بهانهء مشورت درون حصار طلبيد - همه درون رفتند - مگر سبير ملعون در پردهء « 1 » خويش ماند - كه آخر همه را دست آورده بدوزخ فرستاد - سبير از بيرون گريخته سمت اتاوه رفت - ملك مقرب الملك مظفر و منصور سمت محمدآباد مراجعت كرده - در ماه شول سنه خمس و تسعين و سبعمائه - سلطان جانب ميوات سواري كرد و ولايت ايشان تاخته سمت محمدآباد جتيسر « 2 » رفت - درين ميان زحمت در تن سلطان پيدا آمد - و روزبروز زيادت شدن گرفت - همچنان خبر رسانيدند كه بهادر ناهر حواليء شهر را تاخت - سلطان اگرچه زحمتى بود در چودول سوار شده قصد كرده - بهادر ناهر نيز از كوتله بيرون آمد - با سلطان مقابل شد - آخر هم به اول حمله شكسته و منهزم شده درون كوتله رفت - لشكر سلطان دنبال او كرد - او درون درآمد - بيشتر خلق كوتله اسير « 3 » گشتند - اسپ و اسلحه و اسباب ايشان به تمام غارت شده - بهادر ناهر مذكور از كوتله گريخته در كوه جهر خزيد - سلطان از آنجا سمت محمدآباد مراجعت فرمود - و دنبال عمارت و آبادني جتيسر مشغول گشت - فامّا زحمت روزبروز در تن سلطان غالب ميآمد - در ماه ربيع الاول سنه ست و تسعين و سبعمائه شاهزاده همايون خان را با عساكر قاهره بر شيخا كهوكهر كه بغى ورزيده و حصار لوهور « 4 » را قابض شده بود نامزد كرد - شاهزاده مىخواست طرف لوهور روان شود - هم چنان خبر وفات سلطان رسيد - شاهزاده هم در شهر توقّف كرده - و اين واقعه هفدهم ماه ربيع الاول سنة المذكور بود * بيت * سعدى گر آسمان بشكر پرورد ترا * چون مىكُشد بزهر ندارد تفضّلى
--> ( 1 ) B . در دايرهء خويش ( 2 ) I . جيتر ( 3 ) I . اسير و دستگير ( 4 ) I . حصار لاهور